برای عنوام هام هیچی جز سلام ندارم
این روزها خیلی درگیر خودمم نمیدونم چمه بابچه های اتاق هم که همش دعوا پشت دعوا نمیدونم چرا
این استروژن پروژسترونو برای بهانه کردن نمیداشتیم چی کار باس می کردیم؟
آخرهای ترمه هیچی هم نخوندیم وقت نمیشه از صبح تا ظهر بیمارستان بعدشم تا 8شب سرکلاس این چه وضعیه کاش ماهم عوض چهارسال هفت هشت سال میخوندیم سرمون خلوت تربود البته همه هم مث مامامایی ها نیستند خیلی هاهرشب تو خوابگاه سروصداشون بلنده و مث ما خسته و کوفته نیستن
نمیدونم شاید هم ماپنج تا خیلی ضعیفیم نمیدونم
ای خدا من چمه چرا اینقدر گیجم چرا نمیتونم ...
ای بابا شاید به خاطر این فیلم دیدنم باشه جون تو...شبی سه چهارقسمت ومپایردایرز و...
ای بابا نمیتونم فیلم نبینم خو . خو عاشق فیلمم خو. ای بابا نمیدونم چه مرگمه...
برچسب:
نویسنده: النا فراهانی
تاريخ: دوشنبه
2 اسفند
1395 ساعت: 14:33